۱۴۰۵ خرداد ۳۰, شنبه

 


Today, June 20, is #WorldRefugeeDay


#Refugeehood is not a choice; it is a #bitter necessity for survival. Behind every statistic and figure published about #refugees, there is the story of a person, a family, an abandoned home and the hopes left behind in small suitcases.

Today is a reminder of the courage and perseverance of millions of people who have fought for their natural right to “safety and life”.
Let us build bridges instead of walls and let us not forget that no one leaves their home and homeland voluntarily.

📌 امروز ۲۰ ژوئن، #روز_جهانی_پناهنده است.

#پناهندگی یک انتخاب نیست؛ یک #ناچاریِ_تلخ برای بقاست. پشت هر آمار و رقمی که از #پناهجویان منتشر می‌شود، داستان یک انسان، یک خانواده، یک خانه رها شده و امیدهایی است که در چمدان‌های کوچک سفر جا مانده‌اند.

امروز یادآور شجاعت و استقامت میلیون‌ها انسانی است که برای حقِ طبیعی خود یعنی «امنیت و زندگی» جنگیده‌اند.
بیایید به جای دیوار، پل بسازیم و فراموش نکنیم که هیچ‌کس داوطلبانه خانه و وطن خود را ترک نمی‌کند.

#روز_جهانی_پناهندگان #پناهنده #انسانیت #حقوق_بشر #همبستگی #WorldRefugeeDay #Iranian_refugees_in_Malaysia #UNHCR #UNHCR_Malaysia

 

روز جهانی پناهندگان؛ روز شنیدن صداهای فراموش‌شده



مریم مرادی

بیستم ژوئن تنها یک مناسبت نمادین نیست. این روز یادآوری می‌کند که میلیون‌ها انسان در سراسر جهان هنوز در انتظار داشتن یک زندگی عادی هستند؛ زندگی‌ای که بسیاری از مردم آن را بدیهی می‌دانند.

در روز جهانی پناهندگان، اغلب درباره سرپناه، غذا، اسناد هویتی و امنیت فیزیکی صحبت می‌شود؛ اما یکی از عمیق‌ترین زخم‌های پناهندگی کمتر دیده می‌شود: فرسایش تدریجی امید، انگیزه و احساس ارزشمندی انسان.

پناهندگی تنها از دست دادن یک کشور نیست؛ گاهی از دست دادن آینده‌ای است که فرد برای آن سال‌ها تلاش کرده بود. بسیاری از پناهندگان زمانی دانشجو، معلم، پزشک، مهندس، هنرمند، پژوهشگر، کارآفرین یا فعال اجتماعی بودند. انسان‌هایی که رویا داشتند، برنامه داشتند و می‌توانستند در جامعه خود یا جامعه‌ای دیگر منشأ تغییرات مثبت باشند. اما سال‌ها بلاتکلیفی، محرومیت از حقوق اولیه و زندگی در انتظار، به تدریج این سرمایه انسانی را فرسوده می‌کند.

پناهندگی؛ زندانی بدون دیوار

یکی از دشوارترین ابعاد زندگی پناهندگی، زندگی در حالت «تعلیق» است. فرد نه می‌تواند به گذشته بازگردد و نه قادر است آینده خود را بسازد. هر روز شبیه روز قبل است؛ بدون چشم‌اندازی روشن، بدون امکان برنامه‌ریزی بلندمدت و بدون اطمینان از فردا.

انسان برای زنده ماندن تنها به غذا و سرپناه نیاز ندارد. او به هدف، معنا و احساس پیشرفت نیز نیازمند است. وقتی سال‌ها امکان تحصیل، اشتغال قانونی، سفر، تشکیل خانواده یا برنامه‌ریزی برای آینده از انسان گرفته می‌شود، به تدریج انگیزه جای خود را به خستگی می‌دهد و امید به ناامیدی تبدیل می‌شود.

مرگ خاموش استعدادها

شاید تلخ‌ترین پیامد پناهندگی طولانی‌مدت، نابودی استعدادهایی باشد که هرگز فرصت شکوفایی پیدا نمی‌کنند. در میان جوامع پناهندگان، هزاران نفر وجود دارند که می‌توانستند پزشکان برجسته، استادان دانشگاه، مخترعان، نویسندگان، هنرمندان یا رهبران اجتماعی باشند. اما سال‌ها انتظار و محرومیت باعث می‌شود توانایی‌های آنان به تدریج فرسوده شود.

جامعه جهانی اغلب درباره هزینه‌های مالی بحران پناهندگان صحبت می‌کند، اما کمتر درباره هزینه انسانی آن سخن می‌گوید؛ درباره نسلی که جوانی خود را در انتظار گذرانده است، درباره کودکانی که بزرگ شده‌اند بدون آنکه احساس تعلق به جایی داشته باشند، و درباره بزرگسالانی که سال‌ها فرصت مشارکت مؤثر در جامعه را از دست داده‌اند.

آسیب‌های پنهان بر روح انسان

زندگی طولانی در وضعیت پناهندگی تنها مشکلات اقتصادی ایجاد نمی‌کند؛ بلکه تأثیرات عمیقی بر سلامت روان افراد دارد

احساس بی‌قدرتی، اضطراب مزمن، ناامیدی، افسردگی، انزوا و فرسودگی روحی از پیامدهای رایج این وضعیت هستند. انسانی که سال‌ها برای تغییر شرایط خود تلاش کرده اما نتیجه‌ای ندیده است، به تدریج ممکن است باور خود را به تأثیرگذاری از دست بدهد. این همان نقطه‌ای است که پناهندگی از یک بحران حقوقی به یک بحران انسانی تبدیل می‌شود؛ جایی که نه تنها زندگی افراد، بلکه اعتماد آنان به آینده نیز آسیب می‌بیند

پشت هر پرونده، یک انسان قرار دارد

گاهی در گزارش‌ها و آمارها، پناهندگان تنها به اعداد تبدیل می‌شوند؛ اما پشت هر پرونده یک زندگی وجود دارد. پشت هر شماره ثبت‌نام، آرزوها، خاطرات، خانواده‌ها و سال‌هایی از عمر قرار دارد که هرگز بازنمی‌گردند.

وقتی یک پناهنده بیست سال در بلاتکلیفی زندگی می‌کند، تنها بیست سال زمان از دست نمی‌رود؛ بلکه بیست سال فرصت برای رشد، مشارکت، خلاقیت و ساختن آینده نیز از بین می‌رود.

روز جهانی پناهندگان باید فرصتی باشد برای دیدن انسان‌ها فراتر از برچسب «پناهنده». آنان قربانی نیستند؛ آنان انسان‌هایی با استعداد، توانایی و ظرفیت هستند که تنها به یک فرصت عادلانه نیاز دارند. شاید بزرگ‌ترین تراژدی پناهندگی این نباشد که انسان خانه خود را از دست می‌دهد؛ بلکه این باشد که به تدریج باور خود را به امکان ساختن آینده‌ای بهتر از دست بدهد. در این روز جهانی پناهندگان، باید به یاد داشته باشیم که امید نیز یک حق انسانی است. و هیچ انسانی نباید سال‌های عمر خود را در انتظارِ پایان نیافتنیِ فردایی نامعلوم سپری کند.

بیستم ژوئن – روز جهانی پناهندگان

به یاد میلیون‌ها پناهنده در سراسر جهان که نه تنها در جستجوی امنیت، بلکه در جستجوی فرصتی برای زندگی با کرامت، امید و آینده‌ای روشن هستند.




ماهنامه شماره یکصد و چهل و یکم رهائی زن - 
زن زندگی آزادی در ایران تحصیل، کار، آزادی در افغانستان دو فریاد از زخمی مشترک


۱۴۰۵ خرداد ۵, سه‌شنبه

پناهندگان ایرانی در مالزی؛ زندگی در برزخ قانونی و دیجیتال

 مریم مرادی (فعال حقوق بشر)

در نگاه اول، وضعیت پناهندگان ایرانی در مالزی اغلب با واژه‌هایی مثل «بی‌سرنوشتی»، «فقر»، یا «عدم امنیت اقامتی» توصیف می‌شود. اما یک زاویه کمتر دیده‌شده وجود دارد که می‌تواند عمق این بحران را بهتر نشان دهد. پناهندگان نه فقط در یک وضعیت حقوقی نامشخص، بلکه در یک " تعلیق دیجیتال و هویتی"  زندگی می‌کنند. این وضعیت، ترکیبی از سه لایه است: قانون، هویت، و فناوری

زندگی در فضای بدون حقوق ثابت

مالزی عضو کنوانسیون 1951 پناهندگان نیست و همین موضوع باعث شده پناهندگان در یک وضعیت نیمه ‌قانونی قرار بگیرند. بر اساس گزارش‌های جدید، دولت مالزی در حال گسترش سیستم‌های ثبت‌نام جدید برای مهاجران و پناهندگان است که هدف آن کنترل و مدیریت داده‌ها عنوان شده است، اما نگرانی‌هایی درباره حریم خصوصی و آینده حقوقی افراد ایجاد کرده است. در این فضا، پناهنده نه شهروند است، نه مهاجر قانونی، و نه حتی یک «مهمان موقت» با حقوق روشن. او در یک وضعیت خاکستری زندگی می‌کند که در آن، امکان کار رسمی بسیار محدود است، دسترسی به خدمات اجتماعی ناامن و غیرقطعی است و هر لحظه امکان بازداشت یا انتقال وجود دارد. اما این فقط بخش قانونی ماجراست

پناهنده دیجیتال؛ هویت‌هایی که دیده نمی‌شوند

یک جنبه جدید و کمتر بحث‌شده این است که پناهندگان امروز فقط در دنیای فیزیکی محدود نیستند؛ بلکه در فضای دیجیتال هم در وضعیت تعلیق قرار دارند. در عمل، بسیاری از پناهندگان ایرانی در مالزی دسترسی پایدار به خدمات بانکی ندارند. نمی‌توانند هویت دیجیتال معتبر ایجاد کنند. برای ثبت‌نام در پلتفرم‌ها با محدودیت‌های شدید مواجه‌اند. حتی در برخی موارد از بیم شناسایی، هویت آنلاین خود را پنهان می‌کنند


نتیجه چیست؟

یک نوع «نامرئی شدن دیجیتال» شکل می‌گیرد؛ انسان‌هایی که در جامعه حضور دارند، اما در سیستم‌های مدرن ثبت و اعتبارسنجی 

وجود ندارند


اقتصاد غیررسمی؛ بقا بدون امنیت

وقتی دسترسی به بازار کار رسمی وجود ندارد، پناهندگان وارد اقتصاد غیررسمی می‌شوند. این اقتصاد معمولاً شامل کارهای روزمزد، خدمات غیررسمی یا شبکه‌های کوچک حمایتی است. اما مشکل اینجاست:

هیچ قرارداد رسمی وجود ندارد

هیچ بیمه یا حمایت قانونی نیست

هر لحظه امکان از دست دادن درآمد وجود دارد

در نتیجه، زندگی اقتصادی به جای «پیشرفت»، تبدیل به «مدیریت روزمره بقا» می‌شود


فرسایش روانی؛ انتظار به‌عنوان سبک زندگی

یکی از مهم‌ترین اما کمتر دیده‌شده‌ترین ابعاد این وضعیت، فرسایش روانی ناشی از انتظار طولانی‌مدت است

پناهنده ایرانی در مالزی معمولاً در وضعیت انتظار است

انتظار برای ثبت‌نام

انتظار برای مصاحبه

انتظار برای پاسخ سازمان‌های بین‌المللی

انتظار برای کشور سوم

این انتظار طولانی، به مرور زمان یک نوع «زندگی تعلیقی» می‌سازد؛ جایی که فرد نه در گذشته زندگی می‌کند، نه در آینده، بلکه در یک حالِ بی‌پایان گیر افتاده است


تغییر مهم در سال 2026: تشدید مدیریت و کنترل

در سال‌های اخیر، سیاست‌های مهاجرتی مالزی به سمت کنترل و مدیریت سخت‌گیرانه‌تر حرکت کرده است. برخی گزارش‌ها نشان می‌دهند که هدف دولت، افزایش ثبت‌نام، مدیریت داده‌ها و کاهش حضور مهاجران غیرقانونی از طریق برنامه‌های بازگشت یا اخراج است. این روند، برای پناهندگان ایرانی معنای مهمی دارد

افزایش فشار برای ثبت‌نام در سیستم‌های جدید

نگرانی درباره استفاده از داده‌های شخصی

افزایش ناامنی درباره آینده اقامت

جمع‌بندی: پناهندگی فقط «مکان» نیست، یک وضعیت چندلایه است

اگر بخواهیم وضعیت پناهندگان ایرانی در مالزی را دقیق‌تر ببینیم، باید از نگاه سنتی «فقر و مهاجرت» عبور کنیم

واقعیت پیچیده‌تر است


پناهندگی امروز یعنی زندگی در یک سه‌گانه تعلیق

تعلیق حقوقی (نبود وضعیت قانونی روشن)

تعلیق اقتصادی (نبود دسترسی پایدار به کار)

تعلیق دیجیتال (نبود هویت رسمی در سیستم‌های مدرن)


و شاید مهم‌تر از همه، تعلیق روانی در انتظار آینده‌ای که هنوز تعریف نشده است



ماهنامه شماره یکصد و چهلم رهائی زن - قیام علیه اعدام  منتشر شد


https://rahaizanorg.blogspot.com/2026/05/no-to-executions-in-iran.html



  Today, June 20, is #WorldRefugeeDay #Refugeehood is not a choice; it is a #bitter necessity for survival. Behind every statistic and fig...