۱۴۰۵ خرداد ۳۰, شنبه

 


Today, June 20, is #WorldRefugeeDay


#Refugeehood is not a choice; it is a #bitter necessity for survival. Behind every statistic and figure published about #refugees, there is the story of a person, a family, an abandoned home and the hopes left behind in small suitcases.

Today is a reminder of the courage and perseverance of millions of people who have fought for their natural right to “safety and life”.
Let us build bridges instead of walls and let us not forget that no one leaves their home and homeland voluntarily.

📌 امروز ۲۰ ژوئن، #روز_جهانی_پناهنده است.

#پناهندگی یک انتخاب نیست؛ یک #ناچاریِ_تلخ برای بقاست. پشت هر آمار و رقمی که از #پناهجویان منتشر می‌شود، داستان یک انسان، یک خانواده، یک خانه رها شده و امیدهایی است که در چمدان‌های کوچک سفر جا مانده‌اند.

امروز یادآور شجاعت و استقامت میلیون‌ها انسانی است که برای حقِ طبیعی خود یعنی «امنیت و زندگی» جنگیده‌اند.
بیایید به جای دیوار، پل بسازیم و فراموش نکنیم که هیچ‌کس داوطلبانه خانه و وطن خود را ترک نمی‌کند.

#روز_جهانی_پناهندگان #پناهنده #انسانیت #حقوق_بشر #همبستگی #WorldRefugeeDay #Iranian_refugees_in_Malaysia #UNHCR #UNHCR_Malaysia

 

روز جهانی پناهندگان؛ روز شنیدن صداهای فراموش‌شده



مریم مرادی

بیستم ژوئن تنها یک مناسبت نمادین نیست. این روز یادآوری می‌کند که میلیون‌ها انسان در سراسر جهان هنوز در انتظار داشتن یک زندگی عادی هستند؛ زندگی‌ای که بسیاری از مردم آن را بدیهی می‌دانند.

در روز جهانی پناهندگان، اغلب درباره سرپناه، غذا، اسناد هویتی و امنیت فیزیکی صحبت می‌شود؛ اما یکی از عمیق‌ترین زخم‌های پناهندگی کمتر دیده می‌شود: فرسایش تدریجی امید، انگیزه و احساس ارزشمندی انسان.

پناهندگی تنها از دست دادن یک کشور نیست؛ گاهی از دست دادن آینده‌ای است که فرد برای آن سال‌ها تلاش کرده بود. بسیاری از پناهندگان زمانی دانشجو، معلم، پزشک، مهندس، هنرمند، پژوهشگر، کارآفرین یا فعال اجتماعی بودند. انسان‌هایی که رویا داشتند، برنامه داشتند و می‌توانستند در جامعه خود یا جامعه‌ای دیگر منشأ تغییرات مثبت باشند. اما سال‌ها بلاتکلیفی، محرومیت از حقوق اولیه و زندگی در انتظار، به تدریج این سرمایه انسانی را فرسوده می‌کند.

پناهندگی؛ زندانی بدون دیوار

یکی از دشوارترین ابعاد زندگی پناهندگی، زندگی در حالت «تعلیق» است. فرد نه می‌تواند به گذشته بازگردد و نه قادر است آینده خود را بسازد. هر روز شبیه روز قبل است؛ بدون چشم‌اندازی روشن، بدون امکان برنامه‌ریزی بلندمدت و بدون اطمینان از فردا.

انسان برای زنده ماندن تنها به غذا و سرپناه نیاز ندارد. او به هدف، معنا و احساس پیشرفت نیز نیازمند است. وقتی سال‌ها امکان تحصیل، اشتغال قانونی، سفر، تشکیل خانواده یا برنامه‌ریزی برای آینده از انسان گرفته می‌شود، به تدریج انگیزه جای خود را به خستگی می‌دهد و امید به ناامیدی تبدیل می‌شود.

مرگ خاموش استعدادها

شاید تلخ‌ترین پیامد پناهندگی طولانی‌مدت، نابودی استعدادهایی باشد که هرگز فرصت شکوفایی پیدا نمی‌کنند. در میان جوامع پناهندگان، هزاران نفر وجود دارند که می‌توانستند پزشکان برجسته، استادان دانشگاه، مخترعان، نویسندگان، هنرمندان یا رهبران اجتماعی باشند. اما سال‌ها انتظار و محرومیت باعث می‌شود توانایی‌های آنان به تدریج فرسوده شود.

جامعه جهانی اغلب درباره هزینه‌های مالی بحران پناهندگان صحبت می‌کند، اما کمتر درباره هزینه انسانی آن سخن می‌گوید؛ درباره نسلی که جوانی خود را در انتظار گذرانده است، درباره کودکانی که بزرگ شده‌اند بدون آنکه احساس تعلق به جایی داشته باشند، و درباره بزرگسالانی که سال‌ها فرصت مشارکت مؤثر در جامعه را از دست داده‌اند.

آسیب‌های پنهان بر روح انسان

زندگی طولانی در وضعیت پناهندگی تنها مشکلات اقتصادی ایجاد نمی‌کند؛ بلکه تأثیرات عمیقی بر سلامت روان افراد دارد

احساس بی‌قدرتی، اضطراب مزمن، ناامیدی، افسردگی، انزوا و فرسودگی روحی از پیامدهای رایج این وضعیت هستند. انسانی که سال‌ها برای تغییر شرایط خود تلاش کرده اما نتیجه‌ای ندیده است، به تدریج ممکن است باور خود را به تأثیرگذاری از دست بدهد. این همان نقطه‌ای است که پناهندگی از یک بحران حقوقی به یک بحران انسانی تبدیل می‌شود؛ جایی که نه تنها زندگی افراد، بلکه اعتماد آنان به آینده نیز آسیب می‌بیند

پشت هر پرونده، یک انسان قرار دارد

گاهی در گزارش‌ها و آمارها، پناهندگان تنها به اعداد تبدیل می‌شوند؛ اما پشت هر پرونده یک زندگی وجود دارد. پشت هر شماره ثبت‌نام، آرزوها، خاطرات، خانواده‌ها و سال‌هایی از عمر قرار دارد که هرگز بازنمی‌گردند.

وقتی یک پناهنده بیست سال در بلاتکلیفی زندگی می‌کند، تنها بیست سال زمان از دست نمی‌رود؛ بلکه بیست سال فرصت برای رشد، مشارکت، خلاقیت و ساختن آینده نیز از بین می‌رود.

روز جهانی پناهندگان باید فرصتی باشد برای دیدن انسان‌ها فراتر از برچسب «پناهنده». آنان قربانی نیستند؛ آنان انسان‌هایی با استعداد، توانایی و ظرفیت هستند که تنها به یک فرصت عادلانه نیاز دارند. شاید بزرگ‌ترین تراژدی پناهندگی این نباشد که انسان خانه خود را از دست می‌دهد؛ بلکه این باشد که به تدریج باور خود را به امکان ساختن آینده‌ای بهتر از دست بدهد. در این روز جهانی پناهندگان، باید به یاد داشته باشیم که امید نیز یک حق انسانی است. و هیچ انسانی نباید سال‌های عمر خود را در انتظارِ پایان نیافتنیِ فردایی نامعلوم سپری کند.

بیستم ژوئن – روز جهانی پناهندگان

به یاد میلیون‌ها پناهنده در سراسر جهان که نه تنها در جستجوی امنیت، بلکه در جستجوی فرصتی برای زندگی با کرامت، امید و آینده‌ای روشن هستند.




ماهنامه شماره یکصد و چهل و یکم رهائی زن - 
زن زندگی آزادی در ایران تحصیل، کار، آزادی در افغانستان دو فریاد از زخمی مشترک


۱۴۰۵ خرداد ۵, سه‌شنبه

پناهندگان ایرانی در مالزی؛ زندگی در برزخ قانونی و دیجیتال

 مریم مرادی (فعال حقوق بشر)

در نگاه اول، وضعیت پناهندگان ایرانی در مالزی اغلب با واژه‌هایی مثل «بی‌سرنوشتی»، «فقر»، یا «عدم امنیت اقامتی» توصیف می‌شود. اما یک زاویه کمتر دیده‌شده وجود دارد که می‌تواند عمق این بحران را بهتر نشان دهد. پناهندگان نه فقط در یک وضعیت حقوقی نامشخص، بلکه در یک " تعلیق دیجیتال و هویتی"  زندگی می‌کنند. این وضعیت، ترکیبی از سه لایه است: قانون، هویت، و فناوری

زندگی در فضای بدون حقوق ثابت

مالزی عضو کنوانسیون 1951 پناهندگان نیست و همین موضوع باعث شده پناهندگان در یک وضعیت نیمه ‌قانونی قرار بگیرند. بر اساس گزارش‌های جدید، دولت مالزی در حال گسترش سیستم‌های ثبت‌نام جدید برای مهاجران و پناهندگان است که هدف آن کنترل و مدیریت داده‌ها عنوان شده است، اما نگرانی‌هایی درباره حریم خصوصی و آینده حقوقی افراد ایجاد کرده است. در این فضا، پناهنده نه شهروند است، نه مهاجر قانونی، و نه حتی یک «مهمان موقت» با حقوق روشن. او در یک وضعیت خاکستری زندگی می‌کند که در آن، امکان کار رسمی بسیار محدود است، دسترسی به خدمات اجتماعی ناامن و غیرقطعی است و هر لحظه امکان بازداشت یا انتقال وجود دارد. اما این فقط بخش قانونی ماجراست

پناهنده دیجیتال؛ هویت‌هایی که دیده نمی‌شوند

یک جنبه جدید و کمتر بحث‌شده این است که پناهندگان امروز فقط در دنیای فیزیکی محدود نیستند؛ بلکه در فضای دیجیتال هم در وضعیت تعلیق قرار دارند. در عمل، بسیاری از پناهندگان ایرانی در مالزی دسترسی پایدار به خدمات بانکی ندارند. نمی‌توانند هویت دیجیتال معتبر ایجاد کنند. برای ثبت‌نام در پلتفرم‌ها با محدودیت‌های شدید مواجه‌اند. حتی در برخی موارد از بیم شناسایی، هویت آنلاین خود را پنهان می‌کنند


نتیجه چیست؟

یک نوع «نامرئی شدن دیجیتال» شکل می‌گیرد؛ انسان‌هایی که در جامعه حضور دارند، اما در سیستم‌های مدرن ثبت و اعتبارسنجی 

وجود ندارند


اقتصاد غیررسمی؛ بقا بدون امنیت

وقتی دسترسی به بازار کار رسمی وجود ندارد، پناهندگان وارد اقتصاد غیررسمی می‌شوند. این اقتصاد معمولاً شامل کارهای روزمزد، خدمات غیررسمی یا شبکه‌های کوچک حمایتی است. اما مشکل اینجاست:

هیچ قرارداد رسمی وجود ندارد

هیچ بیمه یا حمایت قانونی نیست

هر لحظه امکان از دست دادن درآمد وجود دارد

در نتیجه، زندگی اقتصادی به جای «پیشرفت»، تبدیل به «مدیریت روزمره بقا» می‌شود


فرسایش روانی؛ انتظار به‌عنوان سبک زندگی

یکی از مهم‌ترین اما کمتر دیده‌شده‌ترین ابعاد این وضعیت، فرسایش روانی ناشی از انتظار طولانی‌مدت است

پناهنده ایرانی در مالزی معمولاً در وضعیت انتظار است

انتظار برای ثبت‌نام

انتظار برای مصاحبه

انتظار برای پاسخ سازمان‌های بین‌المللی

انتظار برای کشور سوم

این انتظار طولانی، به مرور زمان یک نوع «زندگی تعلیقی» می‌سازد؛ جایی که فرد نه در گذشته زندگی می‌کند، نه در آینده، بلکه در یک حالِ بی‌پایان گیر افتاده است


تغییر مهم در سال 2026: تشدید مدیریت و کنترل

در سال‌های اخیر، سیاست‌های مهاجرتی مالزی به سمت کنترل و مدیریت سخت‌گیرانه‌تر حرکت کرده است. برخی گزارش‌ها نشان می‌دهند که هدف دولت، افزایش ثبت‌نام، مدیریت داده‌ها و کاهش حضور مهاجران غیرقانونی از طریق برنامه‌های بازگشت یا اخراج است. این روند، برای پناهندگان ایرانی معنای مهمی دارد

افزایش فشار برای ثبت‌نام در سیستم‌های جدید

نگرانی درباره استفاده از داده‌های شخصی

افزایش ناامنی درباره آینده اقامت

جمع‌بندی: پناهندگی فقط «مکان» نیست، یک وضعیت چندلایه است

اگر بخواهیم وضعیت پناهندگان ایرانی در مالزی را دقیق‌تر ببینیم، باید از نگاه سنتی «فقر و مهاجرت» عبور کنیم

واقعیت پیچیده‌تر است


پناهندگی امروز یعنی زندگی در یک سه‌گانه تعلیق

تعلیق حقوقی (نبود وضعیت قانونی روشن)

تعلیق اقتصادی (نبود دسترسی پایدار به کار)

تعلیق دیجیتال (نبود هویت رسمی در سیستم‌های مدرن)


و شاید مهم‌تر از همه، تعلیق روانی در انتظار آینده‌ای که هنوز تعریف نشده است



ماهنامه شماره یکصد و چهلم رهائی زن - قیام علیه اعدام  منتشر شد


https://rahaizanorg.blogspot.com/2026/05/no-to-executions-in-iran.html



۱۴۰۴ شهریور ۲۵, سه‌شنبه


 ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۵

سومین سالروز #قتل_حکومتی #مهسا_امینی ، دختری که #کشته شدن او نه تنها #ایران، بلکه #جهان را به حرکت درآورد و بنیان‌گذار مانیفست #زن_زندگی_آزادی شد؛ شعاری که امروز به نماد #مبارزه برای #آزادی و #کرامت_انسانی در ایران و سراسر جهان بدل شده است.

September 16, 2025
Third anniversary of the #government_assassination of #Mahsa_Amini, a girl whose #killing moved not only #Iran, but also the #world, and became the founder of the #Women_Live_Freedom manifesto; a slogan that today has become a symbol of the #struggle for #freedom and #human_dignity in Iran and around the world.

#پاینده_ایران
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#mahsaamini
#mahsa_amini
#woman_life_freedom

۱۴۰۴ خرداد ۱۶, جمعه


 #سرنگونی_نزدیک_است

#نه_به_جمهوری_اسلامی
#آزادی_ایران
#زن_زندگی_آزادی
#آزادی
#صلح
#آرامش
#پاینده_باد_ایران

۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۰, جمعه

 

چهل و دو سال بوده اید . دیگر بس است . باید برای همیشه در زباله دان تاریخ با بدترین نام دفن شوید . ای منفورترین موجوداتی که نمیشود گفت چه هستید ! فقط دانسته ایم که انسان نیستید و بویی از آدمیت نبرده اید . شما هیچوقت انتخاب ما نبوده و نخواهید بود

نه به جمهوری اسلامی 

رای بی رای


۱۳۹۹ آذر ۱۳, پنجشنبه

پیام نسرین در پی احضارش برای بازگشت به زندان (قرچک)



دوستان و فعالان حقوق بشر

به من گفتند تا به زندان برگردم و من امروز به زندان بر‌می‌گردم. جایی که صدها هم‌بندی را گذاشته بودم و آمده بودم. جایی که دلم جا مانده بود. همیشه اینطور است دوست ندارم در چنین شرایطی بگویم که در این سه هفته چگونه به دلیل بیماری کرونا، نتوانستم فرزندانم را در آغوش بگیرم.

اما وظیفه دارم نگرانی خود را در مورد وضعیت احمد رضا جلالی اعلام کنم و از همه‌ی کسانی که امکاناتی برای حمایت دارند، بخواهم تا به وضعیت پرونده‌ی احمد رضا جلالی توجه نمایند.

احمد رضا جلالی را آزاد کنید، همین امروز

نسرین ستوده

13 آذر 99

کانون نویسندگان ایران به مناسبت روز مبارزه با سانسور با انتشار بیانیه‌ای از عموم مردم ایران خواستند که “در صف مبارزه با سانسور بایستند.

 

بیانیه‌ کانون نویسندگان ایران به مناسبت ۱۳ آذر، روز مبارزه با سانسور

کانون نویسندگان ایران به مناسبت روز مبارزه با سانسور با صدور بیانیه ای ضمن اشاره به حبس چهار عضو این کانون به نام‌های رضا خندان، بکتاش آبتین، ‌کیوان باژن و گیتی پورفاضل به دلیل تلاش برای مبارزه با سانسور گفته است “از عموم مردم به ویژه صاحبان قلم و اندیشه می‌خواهیم تا در صف مبارزه با سانسور بایستند و یکصدا خواستار برچیدن بساط سانسور شوند. ما خواهان آزادی اندیشه و بیان و نشر بی هیچ حصر و استثنا هستیم، خواهانِ جریان آزاد خبررسانی، اینترنت و مطبوعات آزاد، آزادی حق اعتراض و همچنین آزادی تمام زندانیان عقیدتی و سیاسی که در سیطره‌ی سانسور و سانسورچیان به بند کشیده شده‌اند”.

 

کانون نویسندگان ایران به مناسبت روز مبارزه با سانسور با انتشار بیانیه‌ای از عموم مردم ایران خواستند که “در صف مبارزه با سانسور بایستند.

متن کامل این بیانیه در پی می‌آید:

۱۳ آذر، روز مبارزه با سانسور گرامی باد

دوازده سال از اعلام ۱۳ آذر به عنوان روز مبارزه با سانسور گذشته است و اکنون رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین از اعضای هیئت دبیران و کیوان باژن، عضو کانون نویسندگان ایران به دلیل تلاش برای مبارزه با سانسور به زندان افتاده‌اند و عضو دیگرمان؛ گیتی پورفاضل، به دلیل استفاده از حق آزادی بیان‌اش به حبس کشیده شده است.

موضوع سانسور و مبارزه با آن، محدود به کتاب، مطبوعات یا فعالیت‌های هنری نیست و به همین دلیل روز مبارزه با سانسور مختص نویسندگان و هنرمندان نبوده و هدف آن؛ همگرایی و ایستادگی تمام گروه‌ها و افرادی‌ست که مستقیم یا غیرمستقیم قربانی سانسور و سرکوب هستند. سانسور، تامین کننده‌ی تاریکی مورد نیاز برای سرکوب است و این یعنی، سرکوب را می‌توان بی کم و کاست، شکل عینی و تحقق یافته‌ی سانسور دانست. بدین معنا، جامعه‌ی ما سال‌هاست که به شدیدترین وجه، تحقق سانسور را در حبس و شکنجه و اعدام و کشتار فرزندانش، عریان و خونین، چشیده و لمس کرده است. سال‌هاست که هنر و فرهنگ و زیبایی، روبروی چشمان ما سرکوب شده‌ است و از این رهگذر تولیدات فرهنگی سانسور شده وُ بی یال وُ دم وُ اشکم، مخاطب خود را به شکلی روزافزون از دست داده‌اند. سال‌هاست که سیستم آموزشی، متکی به ارعاب و سانسور وُ خودسانسوری‌ست و در کنار این‌ها، حق اعتراض مردم نیز سرکوب و دامنه‌ی سانسور به کف خیابان کشیده شده است. با این همه، سال‌هاست که ایستاده‌ایم و سال‌هاست که در برابر سهمگین‌ترین سانسور و سرکوب تاریخ عاصر، به مبارزه‌ی خود برای دفاع از آزادی اندیشه و بیان ادامه داده‌ایم.

کانون نویسندگان ایران، ضمن بزرگداشت ۱۳ آذر، روز مبارزه با سانسور، از عموم مردم به ویژه صاحبان قلم و اندیشه می‌خواهد تا در صف مبارزه با سانسور بایستند و یکصدا خواستار برچیدن بساط سانسور شوند. ما خواهان آزادی اندیشه و بیان و نشر بی هیچ حصر و استثنا هستیم، خواهانِ جریان آزاد خبررسانی، اینترنت و مطبوعات آزاد، آزادی حق اعتراض و همچنین آزادی تمام زندانیان عقیدتی و سیاسی که در سیطره‌ی سانسور و سانسورچیان به بند کشیده شده‌اند.

۱۳۹۹ آذر ۱۱, سه‌شنبه

فراخوان جمعی از مادران و زنان دادخواه در ایران به مناسبت روز جهانی حقوق بشر

 

۱۷ نفر از مادران و زنان دادخواه در ایران ضمن انتشار بیانیه ای به مناسبت روز ۱۰ دسامبر روز جهانی حقوق بشر، بیانیه ای را امضا کرده اند و در آن نوشته اند: تا دفاع  از حقوق بشر برای ما ایرانیان داخل و خارج به امری ملی و همگانی بدل نشود و همه گروه های مدنی و حقوق بشری و سیاسی یکصدا نشوند، دنیا صدای دادخواهی و حق طلبانه مردم ایران را نخواهد شنید. به گزارش “کارزار جهانی برای دادخواهی و آزادی زندانیان سیاسی-عقیدتی”، متن این بیانیه به شرح زیر است:

هموطنان عزیز خارج از کشور، روز ۱۰ دسامبر سالروز تصویب “اعلامیه جهانی حقوق بشر” و  روز جهانی حقوق بشر است، حقوق بشری که ما مردم مظلوم ایران از ابتدائی ترین و طبیعی ترین آن ها در زمینه های فردی مانند، حق آزادی اندیشه و بیان، حق آزادی انتخاب دین‌، حق آزادی انتخاب پوشش و ورزش، حق سفر و حق حضانت فرزند برای زنان و غیره محروم هستیم.

ما از داشتن حق انتخابات آزاد، حق تشکیل احزاب، سندیکاها و اتحادیه های صنفی مستقل (حاکمیت حتی نهادهای خیریه و غیرانتفاعی مستقل را هم تحمّل نمی کند)، حق تجمع و اعتراضات مسالمت آمیز و سایر حقوق مندرج در اعلامیه جهانی بشر نیز محروم هستیم و در صورتی که به این محرومیت ها اعتراض کنیم، پاسخ حکومت به معترضان و منتقدان، زندان و شکنجه و اعدام است. 

 آزادگان، وجدانهای بیدار در سراسر جهان!

قانون و قوه قضائیه که در سایر کشورها مدافع عدالت و پناهگاه مظلومان است، در کشور ما ایران اما، از ظالمان و غارتگران و متجاوزان به حقوق مردم دفاع میکنند، درحقیقت دستگاه قضائی و حاکمیت جمهوری اسلامی، خود بزرگترین ناقضان حقوق بشر در کشور ما محسوب میشوند.

حاکمیت و دستگاه قضائی جمهوری اسلامی، دست در دست نیروهای امنیتی و سرکوبگر بدنبال ایجاد ترس و وحشت در جامعه هستند و برای جلوگیری از جنبش دادخواهی مردم ایران نه تنها آزادیخواهان را دستگیر و شکنجه میکنند و به  قتل میرسانند، بلکه خانواده های آنان را مورد آزار و اذیت قرارمیدهند. دریک کلام، ما شهروندان ایران گروگان حکومتی هستیم که خود را مالک همه چیز حتی جان انسانها میداند و هر زمان که اراده کند میتواند انسانی را زندانی و شکنجه کند و یا جانش را بگیرد و خانواده اش را به سکوت وادار کند و حتی اجازه برگزاری مراسم یادبود به خانواده هائی که عزیزی را از دست داده اند ندهند.

 

هموطنان آزادیخواه و مدافع حقوق بشر در خارج از کشور!

روی سخن ما با شما است، شما که در دست حکومتی جبار و تمامیت خواه اسیر نیستید و در کشورهائی زندگی میکنید که از مواهب حقوق بشر و حمایت قانون برخوردارید و هراسی از بازداشت و شکنجه و زندان و اعدام ندارید. شمائی که میدانید در داخل کشور هیچ مرجعی برای دادخواهی ما خانواده هائی که عزیزی را از دست داده ایم و یا عزیزی را در زندان داریم وجود ندارد! ما اکنون از شما می خواهیم که دادخواه ما خانواده ها باشید و فریاد حق طلبانه ما را در دنیا طنین افکن کنید، گرچه  ما میدانیم که برخی از شما سالها است که چه به صورت فردی و چه به صورت گروهی دراین امر کوشا بوده اید، اما ما این را هم خوب میدانیم که تا دفاع  از حقوق بشر برای ما ایرانیان داخل و خارج به امری ملی و همگانی بدل نشود و همه گروههای مدنی و حقوق بشری و سیاسی یکصدا نشوند، دنیا صدای دادخواهی و حق طلبانه مردم ایران را نخواهد شنید. شما میتوانید متحد و مؤثر از”حقوق بشر” ما مردم ستمدیده ایران در داخل کشور دفاع کنید و رسالت تاریخی خود را به انجام رسانید.

 

۱- گوهر  عشقی، مادر ستاربهشتی، امضاکننده بیانیه ۱۴

 

۲- شهناز  اکملی،  مادرمصطفی کریم بیگی 

 

۲-  سکینه  احمدی، مادر ابراهیم کتابدار 

 

۳-  ایران  الهیاری، مادر مهرداد معین فر

 

۴-  شهلا  انتصاری، امضا کننده بیانیه ۱۴

 

۵-  محبوبه  رضائی، مادر پژمان قلی پور

 

۷-  فاطمه  سپهری، امضاکننده بیانیه ۱۴  

 

۸-  ناهید شیرپیشه،  مادرپویا بختیاری

 

۹- حوریه  فرج زاده، خواهر شهرام فرج زاده، امضاکننده بیانیه ۱۴

 

۱۰- مهناز کرمی، مادر وحید دامور

 

۱۱- بهجت لک، مادر بهمن (رضا) جعفری

 

۱۲-نوشین محمودی، مادر علیرضا انجوی

 

۱۳- نرگس  منصوری، امضا کننده بیانیه ۱۴

 

۱۴- صدیقه مالکی فر، همسر هاشم خواستار، امضا کننده بیانیه ۱۴

 

۱۵- فاطمه  ملکی، همسر محمد نوری زاد، امضا کننده بیانیه ۱۴

 

۱۶- زینب محمدی،  مادرمحمد طاهری

 

۱۷- پوران ناظمی، امضا کننده بیانیه ۱۴

 

forirankarzar@gmail.com

۱۱ آذر ۱۳۹۹ – ۱ دسامبر۲۰۲۰ 

  Today, June 20, is #WorldRefugeeDay #Refugeehood is not a choice; it is a #bitter necessity for survival. Behind every statistic and fig...